wort dictionary

hinwegkommen

starkes Verb

۱. پشت سر گذاشتن، غلبه کردن، برطرف کردن

[ist]

Beispiele:

چیزی (مشکلی؛ غصه ای) را پشت سر گذاشتن، از اثرات چیزی بیرون آمدن

über etwas hinwegkommen