wort dictionary

hinweg

modal

۱. [از جایی به] دور؛ به یک طرف؛ خارج

(weg von hier)

Beispiele:

این را از اینجا ببرید/ دور کنید

hinweg damit!

بروید بیرون!

hinweg mit euch!

۲. از پشت چیزی؛ از روی چیزی؛ [مج:] به‌ رغم، با وجود، علی‌ رغم

über etwas hinweg

Beispiele:

می‌ توانست آن ها را از پشت روزنامه تماشا کند

er konnte sie über die Zeitung hinweg beobachten

به‌ رغم همه ی تفاوت ها

über alle Unterschiede hinweg

علی رغم همه ی ممانعت ها

über alle Hindernisse hinweg

(بر مشکلی) فائق آمدن

hinweg sein

بر چیزی فائق آمدن

über etwas hinweg sein

۳. سالها (ی سال)، سالیان دراز، سال های/ سالیان متمادی

über Jahre hinweg