herrühren
schwaches Verb۱. ناشی بودن از، ناشی شدن، نتیجه ی چیزی بودن، مال چیزی بودن [عا]؛ سرچشمه گرفتن از، آمدن از
[hat]; herrühren von
۱. ناشی بودن از، ناشی شدن، نتیجه ی چیزی بودن، مال چیزی بودن [عا]؛ سرچشمه گرفتن از، آمدن از
[hat]; herrühren von