wort dictionary

hereinlegen

schwaches Verb

۱. گول‌ زدن، حقه‌ زدن به، سر کسی کلاه‌ گذاشتن/ حقه سوار کردن، سر به سر گذاشتن

[*][hat]; fig.

Beispiele:

کسی را گول زدن، سر به سر کسی گذاشتن، کسی را دست انداختن

jdn. hereinlegen

۲. (در داخل) قرار دادن

[*][hat]