heran
۱. بهطرفِ؛ نزدیک به؛ به اینجا؛ نزدیک
Beispiele:
بیشتر بهطرفِ من، نزدیکتر بهمن
zu mir heran
(بیا) نزدیک تر!
näher heran!
موقعی که به من نزدیک شدند آن ها را شناختم
als sie heran waren, erkannte ich sie
۱. بهطرفِ؛ نزدیک به؛ به اینجا؛ نزدیک
بیشتر بهطرفِ من، نزدیکتر بهمن
zu mir heran
(بیا) نزدیک تر!
näher heran!
موقعی که به من نزدیک شدند آن ها را شناختم
als sie heran waren, erkannte ich sie