harmonieren
schwaches Verb۱. هماهنگی داشتن (با)، هماهنگبودن (با)، [مج نیز:] توازنداشتن (با)، موزون بودن، متناسب بودن؛ سازگاری داشتن (با)، سازگار/ همساز بودن (با)، جور بودن
+ mit; [hat]
۱. هماهنگی داشتن (با)، هماهنگبودن (با)، [مج نیز:] توازنداشتن (با)، موزون بودن، متناسب بودن؛ سازگاری داشتن (با)، سازگار/ همساز بودن (با)، جور بودن
+ mit; [hat]