wort dictionary

häufen

schwaches Verb

۱. (روی هم) انباشتن، جمع‌ کردن، انبار کردن، توده کردن؛ بار/ پر کردن؛ اندوختن

tr.; [hat]

Beispiele:

نمک به اندازه ی یک قاشق چایخوری پر

ein gehäufter Teelöffel Salz

۲. جمع/ انبار شدن، انبوه/ انباشته‌ شدن؛ تلنبار شدن

sich häufen

۳. بالا رفتن، افزایش‌ یافتن، (روز به‌ روز) بیشتر شدن؛ بار/ زیاد شدن؛ رو به‌ افزایش بودن؛ فزونی‌ یافتن

sich häufen; fig.

Beispiele:

(تعدادِ) شکایت ها روز به‌ روز بیشتر می‌ شد

die Beschwerden häuften sich

بدهی ها دارد بار می‌ شود/ سر به‌ آسمان می‌ زند

die Schulden häufen sich (zu Bergen)