wort dictionary

geltend

Adjektiv

۱. جاری، موجود، معتبر

(Gesetz, Recht usw.)

Beispiele:

بر طبق مقررات موجود

nach den geltenden Bestimmungen

۲. متداول، رایج، [مربوط به] اکثریتِ مردم، غالب

Meinung usw.

۳. [دلیل، بهانه] آوردن؛ ارائه‌دادن؛ [حقِ خود را] خواستن؛ [چیزی را] مطالبه کردن؛ عنوان‌کردن؛ [حرفِ خود را] بر کرسی نشاندن؛ [چیزی را محق دانستن و برای رسیدن به آن فعالیت کردن]

(etwas) geltend machen

Beispiele:

چنین استدلال کردن/ دلیل‌آوردن که؛ این نکته را عنوان‌کردن که

geltend machen, dass

۴. خود را نشان دادن

sich geltend machen