fortsetzen
transitiv۱. ادامهدادن، ادامهدادن به، دنبالکردن؛ ازسرگرفتن؛ تعقیبکردن
tr.; [*][hat]
۲. ادامهیافتن، ادامهداشتن؛ امتدادیافتن، امتدادداشتن
[*]; sich fortsetzen
۱. ادامهدادن، ادامهدادن به، دنبالکردن؛ ازسرگرفتن؛ تعقیبکردن
tr.; [*][hat]
۲. ادامهیافتن، ادامهداشتن؛ امتدادیافتن، امتدادداشتن
[*]; sich fortsetzen