fernhalten
۱. دورنگهداشتن (از)؛ شرکتندادن (در)، سهیمنکردن (در)؛ فراریدادن
tr.; + von
۲. دوریکردن (از)، دوریجستن (از)، فاصلهگرفتن (از)؛ خود را کنارکشیدن (از)
sich fernhalten (von)
۱. دورنگهداشتن (از)؛ شرکتندادن (در)، سهیمنکردن (در)؛ فراریدادن
tr.; + von
۲. دوریکردن (از)، دوریجستن (از)، فاصلهگرفتن (از)؛ خود را کنارکشیدن (از)
sich fernhalten (von)