erstaunen
transitiv/intransitiv۱. بهتعجبانداختن، بهتعجبواداشتن، شگفتزده/ متعجبکردن، مبهوت کردن؛ تعجبکردن از، درشگفتشدن از
tr.; [hat]
Beispiele:
واکنشش ما را بهتعجب انداخت
seine Reaktion hat uns erstaunt
وسعتِ معلوماتش مرا بهتعجب انداخت
er erstaunte mich durch seine Kenntnisse
۲. تعجبکردن (از)، درشگفتشدن (از)؛ حیرتکردن/ نمودن (از)، حیرتزدهشدن (از)
itr., ist; + über Akk.
Beispiele:
از چیزی تعجب کردن
über etwas erstaunen