erschummeln
schwaches Verb۱. با حقه به دست آوردن، با کلک به جیب زدن
[hat]
Beispiele:
شرکت کننده با یک حقه یک میلیون یورو به جیب زد
der Kandidat erschummelte mit einem Trick die Milion
۱. با حقه به دست آوردن، با کلک به جیب زدن
[hat]
شرکت کننده با یک حقه یک میلیون یورو به جیب زد
der Kandidat erschummelte mit einem Trick die Milion