wort dictionary

erschöpfen

transitiv

۱. (تا به آخر) مصرف کردن؛ به پایان رساندن

[hat]

۲. خسته کردن، از پا (از رمق) انداختن

[hat]

Beispiele:

کسی را از پا در آوردن

jdn. erschöpfen