erproben
transitiv۱. آزمایش/ امتحانکردن، موردِ آزمایش قراردادن، آزمودن
(Methode, Auto usw.); [hat]
۲. سنجیدن، محکزدن، آزمودن، بهمحکِ آزمایش گذاشتن/ درآوردن
(jmds. Ausdauer, Treue usw.); [hat]
۱. آزمایش/ امتحانکردن، موردِ آزمایش قراردادن، آزمودن
(Methode, Auto usw.); [hat]
۲. سنجیدن، محکزدن، آزمودن، بهمحکِ آزمایش گذاشتن/ درآوردن
(jmds. Ausdauer, Treue usw.); [hat]