erörtern
transitiv۱. موردِ بحث قراردادن، بهبحث و گفت و گو پرداختن دربارۀ، بحث و مذاکره کردن/ بهعملآوردن راجع به
[hat]
Beispiele:
موردِ بحث قرارگرفتن، بحث و مذاکره بهعملآمدن راجع به
erörtert werden
مسئله ای را مورد بحث قرار دادن
eine Frage erörtern