wort dictionary

entwerten

transitiv

۱. باطل‌کردن

(Fahrkarte usw.); [hat]

Beispiele:

(بلیت) کارت ورودی را باطل کردن

(Fahrscheine) Eintrittskarten entwerten

۲. ارزشِ پول را کاهش‌دادن/ پایین‌آوردن، ارزشِ پول را (رسمأ) تنزیل/ تضعیف‌کردن، بی بهاء کردن، از قیمت انداختن

(Währung); [hat]

Beispiele:

ارزشِ چیزی پایین‌آمدن/ کم‌شدن/ کاهش‌یافتن

entwertet werden

۳. بی‌مقدار/ خوار/ خفیف‌کردن