wort dictionary

entschärfen

transitiv

۱. خنثی‌کردن/ بی خطر کردن (بمب؛ مین)

(Sprengkörper); [hat]

۲. تعدیل‌کردن؛ (صحنه های سیاسی یا سکسی یک فیلم یا کتاب را) سانسور کردن

(Rede, Buch usw.); [hat]

۳. تخفیف‌دادن، از شدت انداختن، رفع تنش کردن

(Konflikt, Krise usw.); [hat]

Beispiele:

تنش درگیری را رفع کردن

einen Konflikt entschärfen