wort dictionary

entlarven

۱. برملاکردن، پرده‌برداشتن از روی، افشاکردن، روکردن [عا]

tr. (Plan usw.); [hat]

۲. مشتِ کسی را بازکردن، دستِ کسی را روکردن؛ نقشه‌های کسی را برملاکردن؛ لودادن؛ نقاب را (از روی کسی) برداشتن؛ رسوا کردن

tr. (Person); [hat]

Beispiele:

آدم شیادی را افشا کردن، شیادیِ کسی را برملاکردن

einen Betrüger entlarven; jmdn. als Betrüger entlarven

پته ی کسی را روی آب انداختن؛ مچ کسی را باز کردن

jdn. entlarven

۳. مشتِ خود را بازکردن، دستِ خود را روکردن؛ نقشه‌های خود را برملاکردن؛ خود را لودادن؛ نقاب از چهره برداشتن

sich (selbst) entlarven