enthüllen
transitiv۱. پردهبرداریکردن از، پردهبرداشتن از؛ نشاندادن
tr. (Statue usw.); [hat]
Beispiele:
از یک مجسمه پرده برداری کردن
eine Statue enthüllen
۲. آشکارکردن (بر)، بروزدادن (به)
tr. (jmdm.) etwas enthüllen (offenbaren); [hat]
۳. آشکار/ برملا/ فاشکردن، پردهبرداشتن از روی، افشاساختن، افشاکردن
tr. (aufdecken, entlarven); [hat]
Beispiele:
اعترافاتِ او همه چیز را آشکار کرد
sein Geständnis hat alles enthüllt
دروغِ/ کلاهبرداریِ کسی را آشکارکردن
jmdn. als Lügner/ Schwindler enthüllen
مقاصد خود را افشاء کردن
seine Pläne enthüllen
پرده از مجسمه برداشتن
das Denkmal enthüllen
۴. آشکارشدن؛ برملاشدن، فاششدن، لورفتن [عا]
sich enthüllen (Sache)