wort dictionary

entgleisen

intransitiv

۱. از خط خارج‌شدن؛ از ریل خارج شدن

(Zug usw.); [ist]

۲. آبروریزی‌کردن، افتضاح‌بالاآوردن؛ گاف‌کردن [عا]؛ از نزاکت خارج شدن

(Person); [ist]

۳. از موضوع خارج‌شدن

(Diskussion usw.)