enteignen
transitiv۱. سلبِ مالکیت کردن از؛ خلعِ ید کردن؛ از تصرف بیرون آوردن
(Person); [hat]
Beispiele:
از کسی سلب مالکیت کردن
jdn. enteignen
۲. مصادرهکردن
(Eigentum); [hat]
۱. سلبِ مالکیت کردن از؛ خلعِ ید کردن؛ از تصرف بیرون آوردن
(Person); [hat]
از کسی سلب مالکیت کردن
jdn. enteignen
۲. مصادرهکردن
(Eigentum); [hat]