einschmeicheln
۱. چاپلوسی کردن؛ خودشیرینی کردن
sich
Beispiele:
خود را نزد کسی جا کردن؛ نزد کسی خودشیرینی کردن
sich bei jemandem einschmeicheln
۲. با چاپلوسی کسی را نزد دیگری محبوب کردن و در نظر او جای دادن [قدیمی]
[veraltet]
Beispiele:
او با چاپلوسی او را نزد پادشاه عزیز کرد
Sie schmeichelte ihn beim König ein