wort dictionary

eignen

transitiv

۱. مناسب‌بودن برای، مناسبِ کاری بودن، به‌دردِ کاری خوردن، به‌کارِ چیزی آمدن

sich eignen für/ zu/ als

Beispiele:

او به درد شغل معلمی نمی خورد

er eignet sich nicht zum Lehrer

برای کاری مناسب بودن؛ به درد کاری خوردن

für etwas geeignet sein

۲. مختص بودن

[hat]