wort dictionary

durchleuchten

transitiv

۱. [با اشعه ایکس] عکس گرفتن از، عکسبرداری کردن (پزشکی)، (به وسیله ی اشعه ی ایکس؛ رادیوسکوپی) معاینه کردن؛ پرتونگاری/ رادیوگرافی کردن

[hat]

۲. (بدقت) بررسی کردن، ته و توی چیزی را در آوردن [عا]؛ (کاملاً) روشن کردن

[hat]