wort dictionary

durchdringend

Adjektiv

۱. [سرما، باد:] گزنده، سوزان، [نگاه] نافذ؛ [فهم، هوش:] تیز؛ [صدا،‌ فریاد:] گوشخراش؛ [بو:] تند، زننده