druchfahren
transitiv۱. طی کردن، پشت سر گذاشتن، پیمودن
zurücklegen
۲. رانندگی کردن در، گشتن در؛ (سواره) گذشتن از
umherfahren in
۳. ناگهان وجود کسی را فرا گرفتن/ بر وجود کسی مستولی شدن،[ترسش] گرفتن/ برداشتن [عا]
ein Schreck usw. durchfährt jmdn.
۴. ناگهان از ذهن کسی گذشتن، ناگهان به ذهن کسی رسیدن/ خطور کردن
ein Gedanke usw. durchfährt jmdn.