drin
kausal۱. در آن؛ توی آن
=> darin; drinnen
Wendungen:
هنوز خیلی چیزها ممکن است، احتمال همه چیز را هنوز می شود داد
es ist noch alles drin
حرفش را هم نزن، نمی شود
das ist nicht drin
فایده ای ندارد؛ امکان ندارد؛ این جزوش نیست
das ist nicht drin
۱. در آن؛ توی آن
=> darin; drinnen
هنوز خیلی چیزها ممکن است، احتمال همه چیز را هنوز می شود داد
es ist noch alles drin
حرفش را هم نزن، نمی شود
das ist nicht drin
فایده ای ندارد؛ امکان ندارد؛ این جزوش نیست
das ist nicht drin