differenzieren
transitiv۱. از هم متمایز/ تفکیک کردن، از هم تمیز کردن؛ فرق قائل شدن؛ جدا کردن
[hat]
۲. تمایز/فرق گذاشتن، تمیز دادن
itr.
۳. منشعب شدن به
sich differenzieren in Akk.
۴. مشتق گرفتن
[hat]
۱. از هم متمایز/ تفکیک کردن، از هم تمیز کردن؛ فرق قائل شدن؛ جدا کردن
[hat]
۲. تمایز/فرق گذاشتن، تمیز دادن
itr.
۳. منشعب شدن به
sich differenzieren in Akk.
۴. مشتق گرفتن
[hat]