daneben
Pronominaladverb۱. در کنار آن، پهلوی آن [عا]؛ همان کنار، همان جا؛ نزدیک آن
=> neben Lok.
Beispiele:Wendungen:
چسبیده به آن، درست در کنار آن؛ درست همان کنار/ جا
gleich danach
سمت چپ (راست) آن
links (rechts) daneben
حال خوش نداشتن؛ کسل بودن؛ گیج بودن
daneben sein
۲. علاوه بر این، گذشته از این
außerdem