dämpfen
transitiv۱. دم پخت کردن، بخارپز کردن؛ دم کردن؛ با بخار پختن
Nahrungsmittel; [hat]
۲. بخار دادن؛ (با پارچه) نمدار اتو کردن؛ با اتوی بخار اتو کردن
Kleidungsstück; [hat]
۳. پایین آوردن، کمتر کردن، کاستن (از شدت)، خفیف کردن
Stimme; [hat]
۴. ملایمتر کردن
Licht, Farbe usw.; [hat]
۵. (جلو چیزی را) گرفتن؛ خفه کردن (صدا)
Stoß, Aufprall; Schall, Ton, Lärm usw.; [hat]
۶. جلو چیزی را گرفتن، مهار/ کنترل کردن، فرو نشاندن (خشم؛ عصبانیت)
Begierde, Wut, Kosten usw.; [hat]