wort dictionary

bemitleiden

transitiv

۱. دل کسی سوختن برای، تاسف خوردن به حال، متاسف بودن برای؛ دلسوزی کردن؛ ترحم کردن

[hat]

Beispiele:

بر کسی ترحم نمودن؛ برای کسی متاسف بودن

jdn. bemitleiden