bemalen
transitiv۱. رنگ کردن، رنگ زدن؛ نقاشی کردن؛ رنگ آمیزی کردن؛ رنگین کردن
tr.; (Wand usw.); [hat]
۲. بزک/ توالیت کردن، خود را درست کردن، میک آپ زدن، سرخاب سفیداب زدن/ مالیدن (به طور اغراق آمیز)
sich (sein Gesicht) bemalen (sich schminken)
۱. رنگ کردن، رنگ زدن؛ نقاشی کردن؛ رنگ آمیزی کردن؛ رنگین کردن
tr.; (Wand usw.); [hat]
۲. بزک/ توالیت کردن، خود را درست کردن، میک آپ زدن، سرخاب سفیداب زدن/ مالیدن (به طور اغراق آمیز)
sich (sein Gesicht) bemalen (sich schminken)