befürworten
transitiv۱. مورد تایید قرار دادن، تایید کردن؛ طرفداری/ پشتیبانی کردن از؛ حمایت کردن
[hat]
Beispiele:
بر له چیزی صحبت کردن؛ چیزی را تایید کردن؛ از چیزی پشتیبانی کردن
etwas befürworten
۱. مورد تایید قرار دادن، تایید کردن؛ طرفداری/ پشتیبانی کردن از؛ حمایت کردن
[hat]
بر له چیزی صحبت کردن؛ چیزی را تایید کردن؛ از چیزی پشتیبانی کردن
etwas befürworten