wort dictionary

befestigen

transitiv

۱. نصب/ وصل کردن (به)؛ محکم کردن (به)

befestigen an Dat. (Schild usw.); [hat]

۲. سنگفرش/ فرش کردن

Straße usw.

۳. محکم کردن، استحاکم دادن به

Deich usw.; [hat]

۴. مستحکم کردن، استحاکامات ساختن برای

Stadt, Grenze usw.

Beispiele:

قلعه مستحکم

eine befestigte Burg

۵. استحام بخشیدن، تحکیم دادن؛ تقویت کردن، افزایش دادن؛ تثبیت کردن

fig.; [hat]

۶. چسباندن

[hat]