wort dictionary

aussperren

transitiv

۱. راه ندادن، در را بستن به روی

allg.; [*][hat]

۲. اخراج کردن، دیگر کار ندادن به؛ تحریم (منع کار) کردن

Arbeitsnehmer; [*][hat]

۳. کارخانه را به روی کارگران (اعتصابی) بستن

[*][hat]