ausschlachten
transitiv۱. [برای فروش] تکه تکه کردن؛ دل و روده (حیوان) را در آوردن؛ جزء جزء کردن
Tier; [*][hat]
۲. اوراق کردن (و فروختن)
Auto usw.; [*][hat]
Beispiele:
اجزاء قابل استفاده ی اتومبیل (قراضه) را جدا کردن؛ ماشینی را اوراق کردن
ein Auto ausschlachten
۳. (سوء) استفاده کردن از، بهره برداری (سیاسی) کردن از
Beispiele:
از موردی سوء استفاده کردن
etwas ausschlachten