ausquetschen
transitiv۱. آب گرفتن (میوه)؛ آب چیزی را گرفتن؛ چلاندن؛ گرفتن؛ آبلمبو کردن
auspressen; [*][hat]
۲. سین جیم کردن، سئوال پیچ کردن
fig. (Person)
Beispiele:
(از روی کنجکاوی آنقدر سوال کردن تا) ته و توی موضوعی را از کسی در آوردن
jdn. ausquetschen