auslosen
transitiv۱. از طریق قرعه کشی/ به حکم قرعه تعیین کردن [نیز:] انتخاب کردن؛ قرعه کشیدن
[*][hat]
Beispiele:
قرعه می کشیم ببینیم کی اول شروع بکند
wir losen aus, wer als Erster beginnt
۱. از طریق قرعه کشی/ به حکم قرعه تعیین کردن [نیز:] انتخاب کردن؛ قرعه کشیدن
[*][hat]
قرعه می کشیم ببینیم کی اول شروع بکند
wir losen aus, wer als Erster beginnt