auskochen
transitiv۱. جوشاندن
Fleisch, Knochen usw.; [*][hat]
۲. جوش دادن [و پاک یا ضد عفونی کردن]، جوشاندن
Wäsche, Instrumente usw.; [*][hat]
۳. کشیدن، چیدن، ریختن؛ (کلک) سوار کردن؛ فکر کاری (کلکی؛ لطمه ای به کسی) در سر پروراندن
Plan usw.; [*][hat]