auskleiden
transitiv۱. جامه از تن به در کردن، لباس خود را کندن
sich auskleiden
Beispiele:
لباس کسی یا لباس خود را کندن
jdn. oder sich auskleiden
۲. (سطح داخلی چیزی را) پوشاندن (با)، روکش کردن (با)؛ کاشی کردن، کاشیکاری کردن؛ پارچه کشیدن؛ آستر کردن [و غیره]
tr. (mit Fliesen, Stoffen usw.); [*][hat]
۳. لخت کردن؛ لباس را کندن
[*][hat]