wort dictionary

auskehren

schwaches Verb

۱. با جارو زدن آشغال را از جایی به‌در کردن

[hat]

Beispiele:

با یک جارو خاک را از داخل کارگاه به‌در کردن

mit einem Besen den Schmutz aus der Werkstatt auskehren

۲. بازپرداخت، پرداخت یک مبلغ در وجه شخصی دیگر که در واقع به او تعلق داشته است

Beispiele:

اجاره ماه مارس (که به شما تعلق داشته است) به شما بازپرداخت خواهد شد

die Miete für März wird an Sie ausgekehrt