wort dictionary

ausgedient

Adjektiv

۱. غیر قابل استفاده، به درد نخور [عا]؛ از کار افتاده

Beispiele:

دیگر قابل استفاده نبودن، دیگر به درد نخوردن؛ دیگر کاری از کسی بر نیامدن، پیر شدن

ausgedient haben