ausfahren
intransitiv۱. ترک کردن (جایی را)؛ (از جایی) خارج شدن
itr., [*]; ist, (aus einem Ort)
۲. بیرون رفتن، (با وسیله ی نقلیه) به گردش رفتن، (برای) سواری رفتن
itr., [*]; ist (spazieren fahren)
۳. بیرون بردن، (با وسیله ی نقلیه) به گردش بردن، (برای)سواری بردن
tr. (Person); [*][hat]
۴. پخش کردن، تحویل دادن، (چیزی را به جایی) رساندن
tr. (Pakete, Post, Kohlen usw.); [*][hat]
۵. بیرون دادن/ آوردن؛ (از هم) باز کردن
tr. (Antenne; Fahrgestell usw.); [*][hat]
۶. به حداکثر سرعت رساندن؛ (موتوری را) با حد اکثر سرعت به کار انداختن
tr. (Wagen, Motor usw.)
۷. دور بزرگ/ کامل زدن در
tr. (Kurve, Ecke usw.)
۸. (جاده ای را در اثر راندن) خراب کردن؛ سیار انداختن؛ سایاندن، ساییده کردن
tr. (Weg, Piste usw.); [*][hat]
۹. حرکات غیرارادی
ausfahrende Bewegungen