aufziehen
intransitiv۱. نزدیک شدن
Wolen usw.
۲. نزدیک شدن، در شرف وقوع بودن؛ شروع شدن، درگرفتن
Strum usw.
۳. (نزدیک شدن و در جایی) ایستادن، مستقر شدن
Wache usw.
۱. نزدیک شدن
Wolen usw.
۲. نزدیک شدن، در شرف وقوع بودن؛ شروع شدن، درگرفتن
Strum usw.
۳. (نزدیک شدن و در جایی) ایستادن، مستقر شدن
Wache usw.