wort dictionary

aufwühlen

transitiv

۱. کندن [و چیزی از زمین بیرون آوردن]

Erde usw.; [*][hat]

۲. منقلب کردن، تکان دادن، زیر و رو کردن

Person; [*][hat]

Beispiele:

کسی را منقلب کردن؛ کسی را (از درون) تکان دادن

jdn. aufwühlen