wort dictionary

aufspalten

transitiv

۱. شکاف دادن، (از هم) شکافتن

tr. (Hoz usw.); [*][hat]

۲. منشعب شدن (به)؛ تقسیم/ منقسم شدن (به)

[*]; sich aufspalten (in Akk.)

۳. شکاف انداختن در، منشعب کردن؛ دو دستگی ایجاد کردن در

tr.; [*][hat]