wort dictionary

aufputschen

transitiv

۱. تحریک کردن، شوراندن، به شورش واداشتن

tr. (aufwiegeln); [*][hat]

۲. (سخت) به هیجان آوردن، تهییج کردن؛ (بشدت) تحریک کردن

tr. (in Erregung versetzen); [*][hat]

۳. بیدار/ زنده کردن، خود را بیدار/ زنده کردن

tr; sich aufputschen (durch Kaffee usw.); [*][hat]

Beispiele:

خود را با چیزی بیدار (سرحال) نگاه داشتن

sich durch etwas aufputschen

۴. برانگیختن

[*][hat]