aufflammen
intransitiv۱. شعل کشیدن، شعله زدن؛ زبانه کشیدن، شعله ور شدن، الو/ گر گرفتن [عا]
Feuer usw.; [*][ist]
۲. (ناگهان) روشن شدن؛ (ناگهان) مشتعل/ شعله ور شدن
Scheinwerfer, Streichholz; Fackel usw.; [*][ist]
۳. از سر گرفته شدن؛ دوباره در گرفتن؛ دوباره شروع شدن؛ شعله ور شدن