wort dictionary

aufflackern

intransitiv

۱. از نو روشن شدن؛‌ خاموش روشن شدن

Feuer, Licht usw.

۲. دوباره بیدار شدن، دوبراه پدید آمدن؛ دوباره درگرفتن، از سر گرفته شدن؛ دوباره شیوع پیدا کردن