aufbürden
transitiv۱. بر/ روی دوش کسی گذاشتن، به عهده کسی گذاشتن؛ به گردن کسی گذاشتن/ انداختن
Arbeit, Verantwortung; Schuld usw.; [*][hat]
Beispiele:
کاری (مسئولیتی) را به گردن کسی گذاشتن
jmdm. etwas aufbürden
۲. روی دوش کسی گذاشتن
Koffer usw.; [*][hat]
۳. تحمل کردن
[*][hat]
۴. بار کردن
[*][hat]